بایگانی‌ها شعر - سایت تفریحی بیا تو تفریح

دسته:شعر

عاشقانه های نو

حوا شدم که آدم دوران شوی؛ شدی؟ عاشق ترین نوادهء انسان شوی؛ شدی؟ عمری تو را میان غزل آفریده ام...

شعرهای ماندگار

۱-شهنوازی کن نگارا، ❤ ساز میخواهم چکار؟❤️ من که ایمان داشتم………… اعجاز میخواهم...

ღ شـ ـعر هـ ـ ـای عاشــــقانه قمار عشق ღ بی تو پریشونم ღ

                                                        دوستای عزیزم رو اسم شعر دلخواهتون کلیک کنین تا...

عاشقانه بی وزن ღ فقر ღ

  فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند …فقر ،...

دستی بلند کردم و گفتم: «سفر به خیر!»

  دستی بلند کردم و گفتم: «سفر به خیر!» خوش می‌روی، گذار تو از این گذر به خیر   من چون گَوَن،...

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

  خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم چندان که در هوای تو از خاک بگسلم   دل را قرار نیست، مگر در...

اشتیاق تو مرا سوخت – وحشی بافقی

اشتیاق تو مرا سوخت کجایی … بازآ   “وحشی بافقی”   منتشر شده در:سایت تفریحی بیا تو تفریح

چشمی به رهت دوخته ام – شهریار

چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید بازآئی و برهانیم از چشم به راهی.   “شهریار”   منتشر...

بهترین شعر عاشقانه زیبا از هوشنگ ابتهاج

بهترین شعر عاشقانه زیبا از هوشنگ ابتهاج بهترین و خواندنی ترین اشعار هوشنگ ابتهاج شاعر معروف...

آنها که بی کسند به یک در زدن خوشند

  آن شاعران که از تو به توصیف تن خوشند کورند آنقدر که به یک پیرهن خوشند   زیبایی ات وسیع تر از...

دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست

  با شما تنها نشستن در کناری خوب نیست یا چنین آسان به من دل میسپاری ! خوب نیست   نا مسلمان...

دلم روشن است

دلم روشن است می آییهوا دوباره خوب می شود  دلم دوباره پر می گیرددوباره هزار بار عاشقت می شومتو...

دوباره دوستت خواهم داشت

دوباره سنگ زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره باد زاده خواهم شد و باز تو را...

من زخم های بی نظیری به تن دارم اما

  من زخم های بی نظیری به تن دارم اما  تو مهربان ترینشان بودی  عمیق ترینشان  عزیزترینشان  بعد...

مرده ام؛ این نفس تازه من فلسفه دارد

  مرده ام؛ این نفس تازه من فلسفه دارد روی پا بودن این برج کهن فلسفه دارد   عقربی را که خودش را...

برای دیدن تو

برای دیدن تو اگر رودخانه بودم، برمی گشتم اگر کوه بودم، می دویدم اگر باد بودم، می ایستادم اما...

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟   چه گنه کرد دلم کز تو چنین...

وای از سکوت تو

نبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زند انگار مرده‌ام، انگار رفته‌ام در برزخی که تو آرام خفته‌ای با...

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده

بدست علیرضا بابایی در دسته ناصر حامدی تاریخ : ۹۶/۱۰/۷ ساعت : ۹:۵۳ صبح   مثل یک جنگل پاییزی سرما...

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

بدست علیرضا بابایی در دسته علی صفری تاریخ : ۹۶/۱۰/۵ ساعت : ۱۲:۱۳ عصر   تا زمانی که رسیدن به تو...