468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » . . کوک ِ کیف …

.     .  کوک ِ کیف …
شـب بـه شـب ، بـاغ قشنگت ، بـازسـازی می کنم

خـانه ت آبادان ! که مجـّان، دسـت یـازی می کنم

گر چـه اقلیـم نظـر بـازی ، به تحـدید است ؛ مـرز

نیستـم کوتـاه بیـن ؛ گـه ، پــا درا زی ، می کنـم

گنـدمی، گر یافتـم ؛ عصیـان ، به دنـدان می کشم

با غــزل ، محض گنـاهش ، عشقـبـازی می کنم !

لا بـه لای… پـوستین نـیـمــه شـب ، آلایـه خـواب

سـرد و بـرفیـن ، سـوء قصدِ بی نمــازی می کنم

بـازش مهــرت، نـزد بارش به بـاغی ؛ یـارمـن !

شـرح احساسم، بشـرج ؛ از بی نیــازی ! می کنم :

جان بهـایم ، شد بهـایم ؛ کیـله کیـله ، پـا به ماه

نمـرهء خوش انضبـاطی، کـوک سـازی ! می کنم

فهـم شـیـرم ، زیر چتـرچنـتـه ، چـرتی چت کند :

چـرخه می چرخد ؛ چرا ؟ دندان گرازی می کنم

شهرعشقم؛ خوش ادا ، رقص شکم ، بازد ؛ بفـرم

ارز تو، برعِرض خود ، عرض ؛ و موازی می کنم

آخر خرسـندی ام ؛ شـرمینـه خو ؛ اخور خوراک

بـا خیـال سیـب سـرخِ عشــق….، بـازی می کنم

نخ ، رها ، ازمخ ، شود ؛ اندیشه، لخ ،خواهدکشید

تـلـخک زنجـیـر عـدلـم ؛ شـهـنـوازی می کنـم

یادت ای سلطـان غـازی ! شاد ! وغـزنی، برقرار

سـومنـاتـت ، سـلــم چنـدیـرینـه غـازی ، می کنم
……………………………………………
چندر = شندر . ژنده . چندر پندر..( شندر پندری )
چندرغاز = پول از سکه افتاده،غاز،واحدبی ارزشی بوده
(پول .= واحدی بسیارکم ارزش ….آدم دوپولی .. ) و …ژندک . یا جندک . … نیز …..
چنـدرغاز زنار بنـد = شاعـری اکبرآبادی متخلص به
برهمن . در ( هند )
سِلم = تسلیم . آشتی .وجه المصالحه . نوعی سوداگری است .پیش فروش کردن و..
غازی = صفت فاعلی از غزا . یعنی : جهاد .(غزوه ) لقب محمودغزنوی وحملاتش به هنـد…یار بد قلق جنگجو
غزنه = غزنین ازشهرهای ایران سده ای پیشین
یدیع : نان بها وجان بها-.بهایم و بهائم شرج و شرح
دستور:چندیرینه = چندر+ اینه = چندیرینه ( کسره = ی)
……………………………………………………
باسپاس ها،ازبزرگمهرانم: توجهی.فیضی.مقامی.وزینالی

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق