468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » مولای من حسین

مولای من حسین

مولای من حسین
آقای من حسین
هر لحظه اش عجیب
نقش ولای تو
کانون حیرت است
کرب و بلای تو
وقتی که مرغ کین
خون می درید زمین
سردار رفته بود
سالار عشق ودین
معراج برده بود
مولای من حسین
بخشی از وجود
نو غنچه ای چنین
خورشید تیره گشت
ماه بر زمین رسید
قربان عصمت است
پور ام البنین
اوج نجابت است
حتی ستور میر
دیوانه تر کند
نقش ولای تو
شب لحظه رو نهاد
جا مانده دست عشق
عباس زنده شد
وقتی علم فتاد
عشق است عشق تو
در راه ملک دین
جان را فدا کنی
عاشق یعنی همین

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق