468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » مجنون

مجنون
من با همین پیاله ، آیم بسویت ای یار
فرهاد وارو مجنون، در جستجویت ای یار

شب تا سحر بسوزم، چون شمع در فراقت
پر پر زنان به پرواز، آیم بکویت ای یار

هر جا که پا گذارم، از عشق تو بسوزم
دل را زنم به دریا، در آرزویت ای یار

چشمان همچو جامت، خون کرد این جگر را
خوشدار نوشم آبی ، از آن سبویت ای یار

زین “عاشق” پریشان، مگریز ای عزیزم
بگذار تا ببوسم ، روی نکویت ای یار

برای دیدن نقد دوستان آماده ام.

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق