468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » عاشقانه 1 و 2

عاشقانه 1 و 2
عاشقانه 1

و زندگی را
با لبخند بامدادی ات
به خانه آورده ای ای زن!
تو پیامبر عشقی
و رسالت یافته ای که در طلوع یک ستاره
مرا به بهشت یک گل سرخ رسانی

عاشقانه 2

پس از هفتاد سال اگر
باز به دیدار من آیی
ستاره های اشک من هنوز
در آسمان خیال تو سو سو می زنند

چشمان میشی تو
بهار زندگی ام را
در آن غروب آتشین
رنگ پاییز زد
تو از میان باغ بهار من گذشتی
اما برای دل من
جز خاکستر پاییزی عشق
حاصلی نماند

پس از هفتاد سال
پس از هفت صد سال
یا پس از هفت هزاره اگر
روزی به دیدار من آمدی
آن باغ عاشقانه بهار را
برایم بیاور ای همسفر!

سلام دوستان عزیزتر از جان سایت گرانسنگ و پویای شعر نو
از این که دیر به دیر خدمت شما سروران گرامی می رسم پوزش می طلبم
امید که با بزرگواری خودتان مرا عفو فرمایید. هر بار می روم که بروم اما آن محبتیکه از شما ها در دلم موج می زند دو باره مرا به این سو می کشاند.
در انتظار شما یاران زیر باران شوق ایستاده ام لطفا با چتر تحمل و تامل بیایید
تا از نظرات و نقد های زیبای تان بهره مند گردم
92-9-15 ارادتمند شما : امین

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق