468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » این راه کوتاه

این راه کوتاه
با من بگذر ازین کوچه ها،که بر دیوارهایش با ذغال حک شده، تن سرد شبی زمستانی که خورشیدش را بر منارهای طلایش آویزان کرده اند!
ستاره ها بر خاکند، ستاره ها برخاک تابناکند!

ازهردریچه ای نگاه میکنم،شیشه عمر ترک دارد!من به روی شیشه ترک خورده عمرم راه میروم!آنچه هم که نشکسته فروخواهدریخت!
همچون این پری زاده ها برقندان ها، وشاهزاده گان بر قلیان ها!

سر سفره های بی نان، مادران سیر!و پدرهای بی دندان! ایثار زنده زندگیست، در جنگ نابرابر و بیوقفه بقا! هر چه بیشتر میرسی،نمیدانی که
دورترمیشوی! و هرچه بیشتر نمیرسی نزدیک تر!

پشت هرلبخندی گریه ای بود،وبعدازهر گریه ای،اشکی دیگر!
هرحسرتی راآرزوصداکردیم، ودست نیافتنی هاراباامیدمان شماره کردیم!
وهرشب، کابوس ها را،با رویا تعبیرکردیم!

امان، امان از آن بوسه ها و رنج هایش، ازسیما و سرود عشق، و فریب هایش!
پیشاپیش همه زندگانی رافریادکردیم،اما، افسوس که صدایمان از طبل سکوت، بی تر بود…

و این نه انجام است نه آغاز!

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق