468 60 x ADS
آخرین اخبار

خانه » شعر » اتاقِ یخ زده

اتاقِ یخ زده
دفتر شعر هایم را خواهم سوزاند

تا دیگر نامی از تو

خاطره ای از تو نباشد

هر ورقش

هر شعرش

هر بیتش

کوتاه تر

هر مصرعش

لا به لای حرف هایش

تو هستی

حجوم تو در من را

هیچ حقوقی

بشری

حقوق بشری

منع نمی کند و تو

با خیال راحت مرا تسخیر می کنی

آنچنان که چون تو سخن می گویم

همچون تو لبخند می زنم

و همچون تو شیفته یک قطعه موسیقی ناب میشوم

تو میروی و من

نه پای دویدن به دنبالت

نه نای فریاد

تو میروی و من

شعری می سرایم

و دفتر شعر هایم را

به شعله های سوزاننده حاصل از چوپ های یک درخت عاشق می سپارم

چوب های درخت عاشق و برگ های دفتر شعرم

فضای یخزده اتاقم را

گرم می کنند…

Author: Bia2Tafrih

نظرات کاربران

تعداد نظرات ۰

ارسال نظر

مطالب شابه مطلب فوق