از بستگان خدا (داستان کوتاه) - سایت تفریحی بیا تو تفریح

از بستگان خدا (داستان کوتاه)

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

از بستگان خدا (داستان کوتاه)

کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد.

زنی در حال عبور او را دید و دلش سوخت، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش!

کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید!

از بستگان خدا (داستان کوتاه)
Rate this post
Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.


مدیر سایت بیا تو تفریح


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 16 =